دیروز دوستی میگفت خیلی وقته از خودم خطی منتشر نکردم؛
امروز هم که با مسعود نازنین در واتس اپ مشغول گفتگو بودم همین حرف رو تکرار کرد.
مسبب خیر شد و همون لحظه متنی انتخاب کردیم
و هر دو (یکی در تبریز و یکی در زنجان) قلم به دست شدیم.

( اگر با من نبودش هیچ میلی )
چرا جام مرا بشکست لیلی ؟!!

یکی دو بار مصرع رو نوشتم و این شد که می بینید:

چرا جام مرا بشکست لیلی

تمرین غروب آدینه
قلم یک سانتیمتر ، مرکب نگار ، و کاغذی که استاد داده بود امتحان کنم.



دیگر نوشت:
دکتر الهی قمشه ای می گفت باید ناز بکشی تا نازنین شوی ...
و استاد می گفت مانعی نداره گاهی برای خدا ناز کنی و مثلا با او قهر کنی.

إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی إِلَهِی مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْكَ
خدایا،حاجتم را برمگردان،و طمعم را قرین نومیدى مساز، و امید و آرزویم را از خود مبر.خدایا،اگر خوارى‏ام را مى‏خواستى،هدایتم نمى‏نمودى،و اگر رسوایى‏ام را خواسته‏ بودى عافیتم نمى‏بخشیدى،خدایا،این گمان را به تو ندارم كه مرا در حاجتى كه عمرم را در طلبش سپرى كرده‏ ام،از درگاهت بازگردانى.

اگر فرصت کردید مناجات شعبانیه رو مرور کنید قدری با خدا عشقبازی کنید ...

إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّكَ
خدایا اگر مرا بر جرمم‏ بگیرى،من نیز تو را به عفوت بگیرم،و اگر به گناهانم بنگرى،جز به آمرزشت ننگرم، و اگر مرا وارد دوزخ كنى، به اهل آن آگاهى دهم كه تو را دوست دارم.