هر چه در روی تو گویند به زیبایی هست / وان چه در چشم تو از شوخی و رعنایی هست
سروها دیدم در باغ و تأمل کردم / قامتی نیست که چون تو به دلارایی هست
ای که مانند تو بلبل به سخندانی نیست / نتوان گفت که طوطی به شکرخایی هست
نه تو را از من مسکین نه گل خندان را / خبر از مشغله بلبل سودایی هست
راست گفتی که فرج یابی اگر صبر کنی / صبر نیک است کسی را که توانایی هست
هرگز از دوست شنیدی که کسی بشکیبد / دوستی نیست در آن دل که شکیبایی هست
خبر از عشق نبودست و نباشد همه عمر / هر که او را خبر از شنعت و رسوایی هست
آن نه تنهاست که با یاد تو انسی دارد / تا نگویی که مرا طاقت تنهایی هست
همه را دیده به رویت نگرانست ولیک / همه کس را نتوان گفت که بینایی هست
گفته بودی همه زرقند و فریبند و فسوس / سعدی آن نیست ولیکن چو تو فرمایی هست


استاد دائم امید

استاد علی دایم امید
1392




برچسب ها :
استاد علی دایم امید ,  خوشنویسی تبریز ,  خط نستعلیق ,